على زمانى قمشه اى

482

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

سارتون اعتراف مىكند ، انتقادى كه خواجه نصير الدّين طوسى بر مجسطى وارد ساخته ، دلالت بر نبوغ و يد طولاى او در علوم فلك دارد و مىشود گفت انتقاد او اوّلين قدمى بود كه سبب اصلاحات كوپرنيكى در آن شد . « 1 » رصدخانه چرا در مراغه تأسيس شد ؟ بعد از تسخير بغداد ، هلاكو اموال فراوانى را كه از غارت خزاين خلفاى عباسى به چنگ آورده بود به انضمام غنايم گرجستان و ارمنستان و بلاد روم و لر و كرد به آذربايجان فرستاد و امر داد كه در يكى از جزاير داخلى درياى كبودان ( درياچهء اورميه ) واقع ما بين شهر سلماس و اورميه عمارتى عالى ساختند و از آنها آلت زرينه و سيمينه را آب كرده به شكل شمش در آنجا قرار داد و اين جزيره از قرارى كه بعضى از مورخين نوشته‌اند در سال مرگ ابقا خان يعنى در سنهء 681 در آب فرو رفت . چون همواره روابط بين هولاكو و برادرش منگوقاآن بر قاعدهء دوستى و وفاق مبتنى بود هولاكو مقدارى از غنايمى را كه در بغداد به چنگ آورده بود با خبر فتح ايران و عراق و تصميم توجه به طرف مصر و شام را پيش برادر فرستاد و رعايت جانب احترام او را به اين وسيله ملحوظ داشت . در مدت اقامت هولاكو در حدود آذربايجان و مراغه عده‌اى از امرا و سلاطين اطراف به تهنيت فتح بغداد به خدمت او رسيدند و از آن جمله بودند بدر الدّين لؤلؤ صاحب موصل و اتابك سعد پسر اتابك ابو بكر بن سعد سلغرى و سلطان عز الدّين پادشاه سلجوقى روم و برادرش ركن الدّين . هولاكو مراغه را مقر اقامت خود قرار داد و علت اين مسئله گويا علاوه بر

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 362 ؛ ر ك ، فلاسفه شيعه ، ترجمه غضبان ، ص 278 و بعد .